الشيخ محمد تقي التستري ( مترجم : سيد علىمحمد موسوى جزايرى )

40

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي )

سوگند مىدهم حدّ نزند كسى از شما كه خودش مستحق چنين حدّى مىباشد ؛ زيرا آن كس كه خداوند بر او چنين حقّى دارد نمىتواند مثل آن حق را از ديگران مطالبه نمايد » . در اين هنگام عدّهء زيادى از حاضران برگشتند ، كه راوى مىگويد : به خدا قسم تا اين ساعت نفهميدم آنها چه كسانى بودند ، سپس آن حضرت چهار سنگ به طرف او انداخت و سايرين نيز به او سنگ زدند « 1 » . 2 - زنى كه از عذاب آخرت مىترسيد ( 1 ) زنى آبستن نزد امير المؤمنين - عليه السلام - آمده گفت : زنا كرده‌ام مرا پاك كن ، خداوند تو را پاك كند ؛ زيرا شكنجه و عذاب دنيا از عقوبت آخرت كه پايانى ندارد آسان‌ترست . على - عليه السلام - فرمود : تو را از چه پاك كنم ؟ گفت : از زنا . امير المؤمنين - عليه السلام - : آيا شوهر دارى ؟ زن : آرى . امير المؤمنين - عليه السلام - : آيا موقعى كه مرتكب اين عمل شدى شوهرت در سفر بود يا در حضر ؟ زن : شوهرم در حضر بود . على - عليه السلام - فعلا برگرد و پس از آن كه فرزندت را زاييدى بيا تا تو را پاك گردانم . و چون زن مقدارى از آن حضرت دور شد به طورى كه گفتار آن حضرت را نمىشنيد فرمود : خدايا ! اين يك شهادت . پس از چندى آن زن نزد امير المؤمنين - عليه السلام - آمده و گفت : فرزندم را زاييدم مرا پاك كن .

--> ( 1 ) - من لا يحضر ، باب ما يجب به التعزير و الحد و الرجم ، حديث 31 .